یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید
یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید

روش ها و پروژه های مهم ترجمه ماشینی

طراحان هر سیستم ترجمه ماشینی با توجه به نیازها و هدف های خود ناگزیرند از میان گزینه های گوناگون در بخش های نظری و طراحی؛ دست به انتخاب بزنند؛ برخی از مراحل گزینش عبارتند از :


- سیستم ترجمه دو زبانه یا چند زبانه و در مورد دو زبانه تک سویه یا دو سویه

- روش مستقیم؛ روش انتقالی یا روش زبان میانجی

- محیط رایانش گسسته(بدون دخالت انسان) یا پیوسته(محاوره ای با دخالت انسان)

- روش های متفاوت سازماندهی داده های واژگانی

- رویکردهای نظری زبان شناختی گوناگون


منبع
مصطفی عاصی

ترجمه ماشینی

از هنگامی که با پیدایش نخستین رایانه های الکترونیکی بسیاری از دست اندر کاران؛ رویای سپردن کار بسیار دشوار؛ زمانگیر و دقیق ترجمه را به ماشین جادویی در سر پروراندند تا امروز که به گونه ای این رویا به حقیقت پیوسته است زمان زیادی نمی گذرد.


۱. ماشین ترجمه که از یکسو با ترجمه ی مکانیکی و ابتدایی سر و کار دارد و شکل امروزی آن ؛ مترجم های جیبی(همانند رایانه های دستی) است و از سوی دیگر کمتر به ترجمه ی واقعی می پردازد بلکه به گونه ای به جستجوی واژه یا عبارت می پردازد و از این رو گاه آن را فرهنگ ماشینی نیز می گویند.

۲. ترجمه به کمک ماشین نیز در سطوح گوناگون از توانایی های رایانه در جستجو و مقایسه سود می برد و در کنار مترجم انسانی قرار می گیرد و به همین دلیل آن را کمک مترجم نیز می گویند.

۳. اما آنچه در این گفتار به آن می پردازیم؛ ترجمه خودکار رایانه ای یا ترجمه ماشینی واقعی است و به سادگی می توان آن را چنین تعریف کرد :

ترجمه ی ماشینی فرایندی است که نرم افزار رایانه ای را برای ترجمه ی متن یک زبان طبیعی به زبان دیگر بکار می گیرد.

منبع
مصطفی عاصی

مطالعات ترجمه و موانع آن

از نیمه دوم قرن بیستم به بعد ؛ زبانشناسی خود رادر امر ترجمه مسئول دانست و آن را در بخشی از شاخه کاربردی خود جای داد. زبانشناسی در آن زمان به شدت (جزیی نگر) و (ریز بین) شده بود و زبانشناسان به کمک ساختارگرایی بلومفیلد و ساختار گرایی سوسور به تجزیه زنجیره کلام و شناخت واج شناسی؛ واژه شناسی (صرف)؛ معنا شناسی و نحو پرداختند. سپس دیدگاه گشتاری چامسکی بیشتر به نحو و ساختار جمله پرداخت.

یاکوبسن روسی الاصل با زمینه ای ادبی؛ از زبانشناسی سوسور و همچنین نظریه ی ارتباط بهره گرفت و نظریه جامع ترجمه خود را در مقاله ای با عنوان (جنبه های زبان شناختی ترجمه) در سال ۱۹۵۹ ارائه داد. نایدا از زبانشناسی گشتاری بهره گرفت تا ترجمه را علمی کند و در سال ۱۹۶۴ کتاب به سوی علم ترجمه را نوشت.

ادامه مطلب ...

Making appointments = ترتیب قرار ملاقات دادن


541 I’d like to make an appointment to see Mr. Cooper. میخوام یک قرار ملاقات با آقای کوپر ترتیب بدم
542 Would you like to arrange for a personal interview? دوست دارید یک مصاحبه ی خصوصی ترتیب بدهیم؟
543 Your appointment will be next Thursday at 10 o’clock. قرار ملاقات شما پنجشنبه ی دیگه ساعت ده است
544 I can come any day except Thursday. من هر روزی میتونم بیام بجز پنجشنبه
545 He wants to change his appointment from Monday to Wednesday. او میخواهد قرار ملاقات را از دوشنبه به چهارشنبه تغییر دهد
546 She failed to call the office to cancel her appointment. او موفق نشد به اداره زنگ بزنه و قرار ملاقاتش را لغو کند
547 I’m going to call the employment agency for a job. میخوامبرای پیدا کردن کار به کاریابی زنگ بزنم
548 Please fill in this application form. لطفا این فرم درخواست را پر کنید
549 Are you looking for a permanent position? آیا شما به دنبال یک کار دائمی هستید؟
550 I’m going to call a plumber to come this afternoon. میخوام به یک لوله کش زنگ بزنم تا امروز بعدازظهر بیاد
551 I couldn’t keep the appointment because I was sick. من نتونستم به قرار ملاقات برم چون مریض بودم
552 I’m a new employee. I was hired yesterday. من یک کارمند جدید هستم. من دیروز استخدام شدم
553 Please call before you come, otherwise we might not be home. لطفا قبل از اومدن تلفن بزن ، وگرنه ممکنه خونه نباشیم
554 Let’s make a date to go shopping next Thursday. بیا یک قرار برای خرید واسه پنجشنبه بعدی بذاریم
555 Will you please lock the door when you leave? ممکنه موقع رفتن در رو قفل کنید؟

Going out for the evening


526 How long did the movie last? تماشای فیلم چه مدت طول کشید؟
527 The feature started at 9 o’clock and ended at 11:30.
528 They say the new film is an adventure story. انها می گویند که داستان فیلم جدید ماجراجویانه است
529 A group of us went out to the theater last night.
530 The new play was good and everybody enjoyed it. نمایشنامه ی جدید خوب بود و همه از آن لذت بردند
531 By the time we got there, the play had already begun. زمانی که به آنچا رسیدیم ، نمایش شروع شده بود
532 The usher showed us to our seats. مامور راهنمای سینما جای نشستن ما را بهمان نشان داد
533 The cast of the play included a famous actor. یک هنرپیشه ی معروف جزء هنر پیشه های نمایش بود
534 After the play was over, we all wanted to get something to eat. بعد از اتمام نمایش، همه ی ما میخواستیم یک چیزی بخوریم
535 There was a big crowd and we had difficulty getting a taxi. خیلی شلوغ بود و ما خیلی سخت توانستیم تاکسی پیدا کنیم
536 The restaurant was filled, so we decided to go elsewhere. رستوران خیلی شلوغ بود و ما تصمیم گرفتیم جای دیگری برویم
537 My brother wants to learn how to dance. برادرم میخواهد رقصیدن را یاد بگیرد
538 We don’t go dancing very often.
539 Which would you rather do, go dancing or go to a play? کدامیک را ترجیح می دهی؟ رفتن به رقص یا دیدن نمایش؟
540 I’m not accustomed to going out after dark. عادت ندارم بعد از تاریکی بیرون برم

Common phrasal verbs 4

I need to ''get away from'' here for a while.
نیاز دارم یه مدتی از اینجا دور باشم.===برای استراحت //تفریح



Before ''getting in'' my car; I always check the oil.
قبل اینکه سوار ماشین بشم, روغن اونو چک میکنم.



Excuse me; may I ''get through''?
ببخشید ; میتونم رد بشم
یعنی از بین جمعیت عبور کردن



''Put it down'' over there.
بذارش اونجا.

ادامه مطلب ...

Common phrasal verbs 3

She ''took her anger out'' on me.
دق دلیشو رو من خالی کرد=عصبانیتشو رو من خلی کرد.




How much debt did you ''run up''?
چقدر قرض=بدهی بالا آوردی؟




How long will it take to ''pick up'' English?
چقدر طول میکشه تا آدم زبان یاد بگیره؟


The soccer match was ''rained out''.
مسابقه فوتبال , به خاطر بارون , کنسل شد =تعطیل شد=برگذار نشد.

Bump into = تصادفی به کسی برخوردن
I often bump into him at the supermarket

ادامه مطلب ...

Common phrasal verbs 2

The trip is ''called off''.
مسافرت کنسله=لغو شده.




There's a nip in the air. ''Wrap up'' warm.
بیرون هوا سوز داره. لباس گرم بپوش= خودتو قشنگ بپوشون.





''Tank it up''.
باک رو پرش کن.

I always ''pour out'' my heart to my parents.
همیشه با پدر و مادرم , دردو دل میکنم.




''Man up'' when you hit problems.
وقتی به مشکلات بر میخوری, مرد باش =شجاع باش.

ادامه مطلب ...

Common phrasal verbs 1

1=Let's jack up the car.
...................................
ماشینو جک بزن



2=The stores jacked up prices.
.............................................
مغازه ها قیمتها رو بالا کشیدن.



3=Take this drug.It's going to jack you up.
.................................................. ...............
این مواد رو بزن .تو رو میبره اون بالا بالا ها.=از مواد=نشه کردن


''Take sb/sth back''

1= I am going to ''take back'' the scarf. I do not like it.
.................................................. .............................
میخوا روسری رو پسش بدم. دوسش ندارم.

ادامه مطلب ...

اصطلاحات شماره 128

HORSE OF A DIFFERENT COLOR
بی ربط بودن. یک موضوع دیگر. یک چیز دیگر
I was talking about trees, not bushes. Bushes are a horse of different color

PEOPLE WHO LIVE IN GLASS HOUSES SHOULDN'T THROW
رطب خورده منع رطب کی کند؟
She always criticized her friends for driving too fast but she herself used to did it. At last I told her: "Poeple who live in glass houses shouldn't throw stones"

KICK THE BUCKET
غزل خداحافظی را خواندن. مردن
I hope I won't kick the bucket befor my grandchild is born!

PASS THE HAT
اعانه جمع کردن. پول جمع کردن
No matter how hard he tries, he won't be able to pay his debts. I guess we'll have to pass the hat for him.

TALK OF THE DEVIL!
عجب حلال زاده ای!انگار که موشو آتیش زدن!
Talk of the devil! We just mentioned your name before you stepped in!

THE TAIL WAGGING THE DOG
کار دنیا وارونه شده. کارها برعکس شده!
nowadays, children control parents. It's a case of the taol wagging the dog!

LIKE A FISH OUT OF WATER
کاملا با محیط نا آشنا بودن. در محیط نا مانوس بودن
for the first few days in newyork, I was like a fish out of water.