معمولاً افراد هنگام مطالعهی یک متن (مثلاً یک روزنامه) سعی میکنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش میکند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف میکند. ممکن است زبانآموزان نیز این استراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.
چگونه بخوانیم؟
1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمهی جدید، نحوهی کاربرد یک کلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جملهی خاص از حرف اضافهی atبه جایon استفاده شده است و یا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشتهی ساده را داشتید.
نکتهی مهم دیگری که باید به آنها توجه کنید این است که شما مجبور نیستید که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به این روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراین اگر بعد از یک مطالعهی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیاری از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جملهسازی شما مفید باشند وجود ندارد.
استمرار مطالعه
خواندن یک کتـاب یا متن خسته کننده بـرای یادگیری زبان انگلیسی نمیتواند فکر خوبی باشد. شما بـا انجام این کار تنها یک متن خستهکننده نمیخوانید، بلکه متنی میخوانید که درک آن سخت است. هیچ کس نمیتواند به مدت طولانی این شکنجه (!) را تحمل کند. اگر شما از انگیزهی بالایی هم برخوردار باشید، شاید بتوانید به مدت چند روز این کار را ادامه دهید، ولی قطعاً نخواهید توانست این کار را به مدت طولانی (مثلاً یک ماه) ادامه دهید.
شما قطعاً نمیخواهید که تنها بعد از چند روز مطالعهتان را متوقف کنید، چونکه میدانید مطالعهی کوتاه مدت و ناپیوسته بیفایده خواهد بود.
نگرش شما نسبت به زبان
ورودی جالب و سرگرمکننده به شما کمک میکند که نگرش خود را نسبت به زبان (انگلیسی) عوض کنید. در ابتدا ممکن است فراگیری زبان برای شما لازم، اما خستهکننده به نظر بیاید: چیزی مانند هر روز صبح زود بیدار شدن و به سر کار رفتن. اما اگر شما منابع جالب و لذتبخشی در زمینهی آموزش زبان پیدا کنید (مانند کتابها، فیلمها و وبسایتهای آموزشی یا انگلیسیزبان)، دیگر فراگیری زبان برای شما تبدیل به یک سرگرمی روزمره خواهد شد.
وقتی چنین اتفاقی بیفتد، مطالعهی انگلیسی را آسان خواهید یافت، حتی زمانیکه منابعی را مطالعه میکنید که دیگر خیلی جالب نیستند، مانند گرامر.
اگر شما یک مبتدی باشید چطور؟
اگر شما مبتدی هستید ، قطعاً دایرهی لغت شما محدود است. در این صورت خواندن کتابها یا تماشای فیلمهای زبان اصلی برای شما بسیار دشوار خواهد بود. همچنین حجم بالای لغاتی که نمیشناسید،ُ لذت بردن از آن را برای شما غیرممکن میسازد، حتی اگر مضمون آن برای شما جذابیت زیادی داشته باشد.
حال که شما مبتدی هستید، چطور میتوانید از فواید ورودی جذاب بهره ببرید؟ راه حل آن ساده است: «کتابها و دیگر منابع ساده شده». اینها منابعی هستند که به زبان ساده بیان شدهاند و در واقع مخصوص زبانآموزها هستند. یکی از این منابع که شهرت جهانی دارد Penguin Readers است که دربرگیرندهی یک سری داستانهای سادهشده براساس داستانهای معروف و عناوین فیلمها میباشد. (البته باید توجه داشته باشید که این کتابها در شش سطح از مبتدی تا پیشرفته در دسترس میباشند و شما باید با توجه به سطح خود به انتخاب آنها بپردازید.)
به خاطر سپردن یک قاعدهی دستوری مشکل است. این فرایند بسیار مصنوعی است؛ درست مثل به خاطر سپردن یک شعر است. این بسیار راحتتر است که چند جملهی نمونه بخوانید و بقیهی کارها را به عهدهی مغز خود بگذارید.
آیا قواعد دستوری میتوانند مفید باشند؟
اینکه گفته میشود «یک زبان را نباید بر اساس قواعد گرامری آموخت» منظور این نیست که نباید گرامر یاد گرفت، بلکه منظور این است که تأکید اصلی شمـا باید بر روی ورودی باشد و نه گرامر. در واقع شما بایـد یک زبان را بر اساس ورودی فرا بگیرید و در این میـان مطالعهی گرامر میتوانـد دوست خوب شما در این مسیر باشد.
1- اصوات انگلیسی را بیاموزید
بنابراین شما باید:
3- برای تمرین به کلمات و جملات انگلیسی خوب گوش کنید و بعد آنها را حتیالامکان صحیح تلفظ کنید.
2- تلفظ کلمات انگلیسی را یاد بگیرید
3- یکی از دو تلفظ آمریکایی یا بریتانیایی (یا هر دو) را انتخاب کنید
4- با هر دو نوع تلفظ آمریکایی و بریتانیایی آشنا باشید
چرا فراگیری تلفظ برای زبان آموزان الزامیست؟
اولین تأثیرگذاری
وقتی که به انگلیسی صحبت میکنید، تلفظ شما قطعاً اولین (و مهمترین) چیزی است که افراد به آن توجه میکنند (و نه ساختارهای گرامری و لغاتی که بکار میبرید).
ادامه مطلب ...1- از زبان ساده استفاده کنید. بعضی از مبتدیها تلاش میکنند از جملات پیچیده (مثلاً با استفاده از زمان حال کامل یا جملات شرطی) در نوشتار یا گفتارشان استفاده کنند و بدین ترتیب همیشه مرتکب اشتباهات فاحشی میشوند. شما این کار را نکنید! اگر به تازگی شروع به نوشتن یا صحبت کردن به انگلیسی کردهاید بایستی آنچه را که میتوانید بگویید (جملات سادهای که بارها دیده اید) نه آنچه را که دوست دارید (جملات پیچیده).
ادامه مطلب ...
چگونه تمرین میتواند به انگلیسی شما لطمه بزند؟
اگر از دیگران بپرسید: «چگونه میتوانم یاد بگیرم که بهتر انگلیسی صحبت کنم؟»، بسیاری از آنها خواهند گفت: «تا میتوانی انگلیسی حرف بزن و بنویس.» تمام کلاسهای زبان پر از فعالیتهایی است که شامل صحبت کردن و نوشتن است. وقتی مربیتان از شما میخواهد که در کلاس به انگلیسی صحبت کنید و یا یک مطلب بنویسید، شما از خودتان جملات انگلیسی میسازید. گمان میرود که این نوع فعالیتها و تمرینها برای تقویت انگلیسی شما مفید باشند.
ما هم موافقیم که تمرین برای فراگیری صحیح زبان مفید و حتی لازم است. پس مشکل کجاست؟ مسئله این است که برای بسیاری از زبانآموزان، «صحبت کردن» یا «نوشتن» به معنی «بسیار اشتباه کردن» است. خیلیها در هر جمله مرتکب حداقل یک اشتباه میشوند!
از اشتباه کردن دست بکشید!
راه حل آن ساده است: هرگز اشتباه نکنید!
اگر به تازگی شروع به آموختن زبان کردهاید و احساس میکنید که خیلی ضعف دارید و میزان اشتباهات شما زیاد است (بیشتر از یک اشتباه در هر 3 جملهای که مینویسید یا میگویید)، فعلاً نه چیزی بنویسید و نه چیزی بگویید. در عوض سعی کنید با گوش کردن و خواندن متون (ساده) انگلیسی، زبان خود را تقویت کنید (توجه داشته باشید که صحبت کردن، گرامر یا دایرهی لغت شما را تقویت نمیکند). بعد از مدتی که مهارتهای لازم را فرا گرفتید میتوانید کمکم اقدام به تمرین صحبت کردن یا نوشتن کنید، اما فقط باید از جملات مشابه جملاتی که میدانید درست هستند استفاده کنید (یا کپی کنید). در ابتدا باید فقط از جملات بسیار ساده، اما صحیح استفاده کنید و به مرور زمان که پیشرفت میکنید میتوانید ساختارهای پیچیدهتری را بکار ببرید. بدین ترتیب (با کپی کردن جملات صحیح) دیگر آموزههای غلط را در خودتان تقویت نمیکنید.
اشتباهات در تلفظ
پیشتر گفتیم که چگونه صحبت کردن و نوشتن همراه با اشتباه میتواند به گرامر و دایرهی لغت شما آسیب وارد کند، اما باید توجه داشته باشید که همین اتفاق میتواند برای تلفظ شما هم روی دهد.
تصور کنید که دارید با کسی به انگلیسی صحبت میکنید. شما نمیدانید که چگونه یک لغت بخصوص را تلفظ کنید، بنابراین آن لغت را به شیوهی خودتان – و البته بصورت نادرست – تلفظ میکنید. در دفعات بعد نیز آن لغت را باز به همین صورت تلفظ خواهید کرد و بدین ترتیب به تلفظ نادرست آن کلمهی خاص عادت میکنید. (هنگام خواندن متون هم باز همین اتفاق میافتد، زیرا شما جملات را در ذهنتان تلفظ میکنید.)