یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید
یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید

اصطلاحات شماره 4

a soft touch
آدم ساده لوح که به راحتی می توان از او پول گرفت

at eleventh hour
آخرین لحظه

eighty-six somebody
از شر کسی خلاص شدن

have had it
دیگه طاقت ندارم

have it in for somebody
تلافی کردن

hit the road
ترک کردن

keep a low profile
آفتابی نشدن

lose it
از کوره در رفتن

make ends meet
امرار معاش کردن

wet behind the ears

دهانش بوی شیر میدهد


منبع
new approac to teaching idiomatic expressions and slang

اصطلاحات شماره 3

Give somebody the third degree
سوال پیچ کردن


Hit the sack
خوابیدن


It hits the fan
اوضاع خراب شدن


Stick out like a sore thumb
مثل گاو پیشانی سفید


Dot the l’s and cross the t’s
مو به مو بررسی کردن


Give me a break
چاخان نکن


Get a kick out of something
لذت بردن


Have a visit from the stork
بچه دار شدن


Skip town
جیم شدن


Wouldn’t be caught dead
نمیمیرم که – اتفاقی نمیفته


Cut one’s teeth(on)
تجربه کسب کردن


Be on the wagon
لب به مشروب نزدن-غیر الکلی


On the line
از دست دادن

Pull the plug on something
جلوگیری کردن-مانع شدن


Crystal clear
کاملا واضح و روشن


Take a walk down memory lane
یادی از خاطرات گذشته کردن


A ball park figure
حساب سرانگشتی


You can say that again
باهات موافقم


A rule of thumb
عرف-قانون


Be all thumbs

دست و پا چلفتی


منبع
new approac to teaching idiomatic expressions and slang

اصطلاحات شماره 2

have a nerve
پر رو و گستاخ بودن

get on somebody's nerves
رو اعصاب کسی راه رفتن

take something with five-finger discount
از مغازه جنس بلند کردن

game
اهلش بودن

put somebody away
کسی را زندانی کردن

be thrown in at the deep end/get thrown into the deep end
کار را به غیر اهلش سپردن

take a rain check
به وقت دیگری موکول کردن

go Dutch with
دانگی حساب کردن-هزینه ها را به طور مساوی تقسیم کردن

give somebody/something two thumbs up
مورد تایید قرار دادن

a dime a dozen
صد تا یه غاز

the real McCoy
جنس اصل

con-artist
شیاد

the tip of the iceberg
اول مسئله است

end in tears
عاقبت بد

do time
زندانی کشیدن

on the house
به خرج کسی بودن

lie through one's teeth
مثل ریگ دروغ گفتن

greasy spoon
رستوران کثیف و درجه 3

kickback
رشوه-حق الحساب

catch-22

گره کور-مشکل حل نشدنی


منبع
new approac to teaching idiomatic expressions and slang

اصطلاحات شماره 1

five o'clock shadow
ته ریش

get cute with
سر کسی را شیره مالیدن

get off to a bad/good start
روز بد/خوبی را شروع کردن

get on the wrong side of somebody
جنبه ی بد کسی را دیدن

god forbid
خدای نکرده

go for a spin
چرخ زدن

hard-and-fast rules
قوانین و مقررات سفت و سخت

have finger in every pie
قدرتمند و با نفوذ بودن

have a green thumb
مهارت در باغبانی داشتن

knock'em dead
متعجب کردن

look what the cat's dragged in!
سر و وضع عجیب داشتن

make the big time
موفقیت بزرگ بدست آوردن

mark my words
به حرفام میرسی

next of kin
خویشاوند نزدیک

not sleep a wink
از بی خوابی پلک روی پلک نگذاشتن

paint the town red
خوش گذرانی کردن

take-out
غذای بگیر و ببر

the salt of the earth
فرد صادق و بسیار خوب

tv dinner

شام آماده یا حاضری


منبع
new approac to teaching idiomatic expressions and slang

صفات ملکی

برای نشان دادن مالکیت شی نسبت به انسان از صفات ملکی استفاده میشود و این کلمات همیشه قبل از اسم بکار می روند

My
Your
His
Her
Its
Our
Your
Their

مثال:
من هر روز موی سرم را شانه میکنم
I comb my hair every day

نکته:کلمه own چنانچه بعد از صفت ملکی بکار رود مالکیت را تاکید می کند

این اتومبیل مال من است(تاکید ندارد)
This is my car
این اتومبیل خود من است(تاکید دارد) This is my own car




منبع
تست و گرامر انگلیسی عباس فرزام

نگاه اجمالی بیندازید

وقتی که در یک متن دنبال اطلاعات خاصی هستید؛
مجبور نیستید تمام لغات رو بخونید ؛
بلکه سریع تمام متن رو نگاه کنید تا اون مطلبی رو که دنبالش هستید پیدا کنید؛
به این کار scanning گفته میشود


منبع
select readings by linda lee,erik gundersen

استنباط کنید

وقتی که یک حقیقتی در متن بیان میشه؛ شما میتوانید از آن برداشت و استنباط های خودتونو داشته باشید؛مثال:

Mr.brown owns 168 restaurants.
آقای براون 168 رستوران دارد

که از این عبارت میتوان برداشت های زیر را داشت:

He is probably very busy
او احتمالا خیلی سرش شلوغ است
He has a lot of employees او کارمندان زیادی دارد




منبع
select readings by linda lee,erik gundersen

نگاه کلی

قبل از اینکه شروع به خواندن متنی بکنید ؛اول بطور سطحی و کلی به متن نگاه کنید تا منظور متن را متوجه شوید

هنگام انجام این کار به سه امر مهم دست پیدا می کنید:

_1موضوع متن را متوجه می شوید
_2به دانش قدیمی خود در مورد متن حاضر مراجعه می کنید
_3از خودتون درباره متن سوالاتی خواهید پرسید

این سه مورد در فهم بهتر متن به شما کمک خواهد کرد


منبع
select readings by linda lee,erik gundersen

لغاتی را که بیشتر از یک معنا دارند را بشناسید و یاد بگیرید

بسیاری از لغات در زبان انگلیسی بیشتر از یک معنا دارند؛ ممکن است که شما معنی یک لغت را بدانید اما اون معنا در جمله مورد نظر هیچ مفهومی نداشته باشد.بنابراین از روش قبلی(پیدا کردن معنا بوسیله ی سر نخ ها در متن) استفاده کنید

بطور مثال اگر شما به لغت run در دیکشنری نگاه کنید؛30 معنی از این لغت را مشاهده می کنید

من در هفته حدود 10 کیلومتر میدوم
I run about 10 kilometers a week

چند تا برنامه روی کامپیوترت اجرا میشه؟
How many software programs is your computer running?


منبع
select readings by linda lee,erik gundersen

از سرنخ های متن استفاده کنید

قرار نیست شما معنای تک تک لغات موجود در متن رابدانید


شما می توانید معنی کلی لغتی را که نمی دانید با توجه به متن حدس بزنید


به لغات و جملات قبل و بعد آن کلمه دقت کنید و با توجه به آنها معنی لغت را حدس بزنید

مثال


Gardner stayed awake for 264 hours. that's eleven days and nights without sleep.


اگه معنی لغت stayed awake رو نمیدونید میتونید از روی سرنخ های متن یعنی عبارت without sleep حدس بزنید که معنی لغت چی میشه


منبع
select readings by linda lee,erik gundersen