یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید
یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید

اصطلاحات شماره 56

Lose one's edge = to loose the qualities or skills that made you successful in the past.
(از دست دادن مهارت ها و ویژگی ها)

(right) on the money = correct , exactly right for the situation.
(کاملا مناسب شرایط بودن)

Play it cool = to pretend to be calmer, or to be less interested in something or some one than you really are.

اصطلاحات شماره 55

Go south = to loose value or quality ; (situation) to become very bad.
(بی ارزش شدن ؛ بدتر شدن)

Have a way with somebody/ something = have a special ability to do something.
(توانایی خاصی برای انجام کاری داشتن)

Keep something under wraps = keep it secret.
(محرمانه نگه داشتن)

با توجه به متن؛ معنای لغات ساده را مشخص کنید

از شما می خواهند تا معنای یک لغت ساده را با توجه به متن تعیین کنید. در این نوع سوال شما نباید معنی اولی لغت را که هر روز با آن سر و کار  دارید به عنوان معنای اصلی انتخاب کنید بلکه معنای ثانوی لغت مد نظر است. بنابراین معنای لغت را در متن و شرایط آن مشخص کنید.

ادامه مطلب ...

Getting people’s opinion and ideas = کسب اطلاعات در مورد ایده ها

Getting people’s opinion and ideas = کسب اطلاعات در مورد ایده ها و عقاید دیگران


436

What do you think? Is that right?

تو چی فکر میکنی؟ آیا درسته؟

437

Certainly, you’re absolutely right about that.

مطمئنا ، کاملا حق با شماست

438

I think you’re mistaken about that.

فکر میکنم در مورد اون اشتباه کردی

439

I like hot weather best.

 

440

Personally, I prefer winter weather.

شخصا ، هوای زمستان را ترجیح می دهم

441

Do you think it’s going to rain tomorrow?

فکر میکنی فردا بارون بیاد؟

442

I don’t know whether it will rain or not.

نمی دونم بارون میاد یا نه

443

In my opinion, that’s an excellent idea.

به نظر من ایده ی خوبیه

444

Why is Mr. Cooper so tired? Do you have any idea?

چرا آقای کوپر انقدر خسته است؟ نظر شما چیه؟

445

He’s tired because he worked hard all day today.

اون خسته است چون تمام روز سخت کار کرده

446

What do think of my children?

 

447

I think you have very attractive children.

فکر می کنم بچه های با مزه ای دارید

448

Please give me your frank opinion.

لطفا نظر واقعیتو بهم بگو

449

Do you really want to know what I think?

واقعا میخوای بدونی من چی فکر میکنم؟

450

Of course I want to know what your opinion is.

البته ، می خوام بدونم نظرت چیه

 

اصطلاحات شماره 54

An apple of discord = something attractive that causes envy and quarrels among people who think they deserve it.

As quick as lightning = very fast (خیلی سریع)

Pyrrhic victory = a too costly victory (پیروزی با ارزش)

از حرف ربط عبارت اسمی به درستی استفاده کنید

یک عبارت اسمی ؛ عبارتی است که مانند یک اسم عمل می کند و در یک جمله به عنوان مفعول فعل؛ مفعول حرف اضافه و یا فاعل استفاده می شود.


ادامه مطلب ...

Talking about daily habits = صحبت در مورد عادات روزانه

Talking about daily habits = صحبت در مورد عادات روزانه

421

I get out of bed about 7 o’clock every morning.

من هر روز صبح ساعت 7 از خواب بیدار میشم

422

After getting up, I go into the bathroom and take a shower.

بعد از بیدار شدن حمام میروم و دوش میگیرم

423

Then I shave, brush my teeth and comb my hair.

بعدش اصلاح میکنم و دندان هایم را مسواک میزنم و موهایم را شانه میکنم

424

After brushing my teeth, I put on my clothes.

بعد از مسواک، لباس هایم را میپوشم

425

After that, I go downstairs to the kitchen to have breakfast.

سپس به آشپزخانه رفته و صبحانه میخورم

426

After eating breakfast, I go back upstairs again.

بعد از خوردن صبحانه دوباره بر میگردم بالا

427

Then, it’s usually time to wake up my little brother.

بعدش معمولا نوبت بیدار کردن برادرم است

428

He can’t dress himself yet because he’s too young.

او هنوز نمیتواند به تنهایی لباس بپوشد زیرا خیلی کوچک است

429

I wash his face and hands, and then I dress him.

من دست و صورتش را میشویم و لباس تنش میکنم

430

He tries to button his own shirt, but he can’t do it.

او سعی میکند تا دکمه لباسش را ببندد اما نمیتواند

431

My little brother takes a bath before he goes to bed at night.

برادر کوچکم قبل از خواب حمام میکند

432

He always forgets to wash behind his ears.

او همیشه فراموش میکند که پشت گوش هایش را بشوید

433

I’m always tired when I come home from work.

من هر وقت از سر کار بر میگردم خسته هستم

434

At bedtime, I take off my clothes and put on my pajamas.

موقع خواب، لباس هایم را در می آورم و لباس خواب می پوشم

435

I get into bed at about 11:30, and go right off to sleep.

من ساعت 11:30 به رختخواب می روم و به سرعت خوابم می برد


منبع
english 900

به کلماتی که معنای تقریبا منفی دارند گوش دهید

این کلمات عبارتند از :


Almost none : hardly, barely, scarcely, only

Almost never : rarely, seldom


مثال :

ادامه مطلب ...

اصطلاحات شماره 53

Have a good innings = to live happy ever after to be successful for a long period of time.
(به خاطر کسب موفقیت؛ خوشحال زندگی کردن)

In short order = immediately.
(فورا)

The world is his oyster = about someone who is very talented and can take up the whole world quite easily.
(آدم باهوش که هر چه می خواهد می تواند به راحتی بدست آورد)

اصطلاحات شماره 52

Dressed to kill = dressed in their best clothes and looking stunning.
(بهترین لباس رو پوشیدن و عالی به نظر رسیدن)

Fair do's / fair's fair = something that you say in order to tell someone that you think something is fair.
(عادلانه است)

It's my funeral = it's my problem, you don't need to worry about it.
(این مشکل منه)