یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید
یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید

Making decisions = تصمیم گیری

Making decisions = تصمیم گیری

466

I’m anxious to know what your decision is.

من در مورد تصمیم تو دلواپسم

467

I’m confident you’ve made the right choice.

من مطمئنم شما انتخاب درستی کردید

468

I want to persuade you to change your mind.

میخوام متقاعدت کنم تا نظرتو عوض کنی

469

Will you accept my advice?

نصیحت منو قبول میکنی؟

470

What have you decided?

چه تصمیمی گرفتی؟

471

I’ve definitely decided to go to California.

من تصمیم قاطعی برای رفتن به کالیفرنیا گرفته ام

472

He didn’t want to say anything to influence my decision.

او نمیخواست چیزی بگه که روی تصمیم گیری من تاثیری بگذاره

473

She refuses to make up her mind.

داو از تصمیم گیری خودداری میکنه

474

I assume you’ve decided against buying a new car.

 

475

It took him a long time to make up his mind.

برای اون وقت زیادی گرفت تا تصمیم بگیره

476

You can go whenever you wish.

شما میتونید هر جا که دوست داشتید برید

477

We’re willing to accept your plan.

ما مشتاقیم تا برنامه ی شما را قبول کنیم

478

He knows it’s inconvenient, but he wants to go anyway.

او میداند که کار راحتی نیست اما به هر حال او میخواهد برود

479

According to Mr. Green, this is a complicated problem.

به گفته ی آقای گرین ، این یک مشکل پیچیده ای هست

480

She insists that it doesn’t make any difference to her.

او اصرار میکند که برای او فرقی ندارد

 

منبع

English 900

اصطلاحات شماره 66

Have a field day = to have a chance to do what you want especially a chance to criticize someone.
(داشتن یک شانس برای انجام کارهایی که می خواهید)

In tandem with = happening at the same time.
(همزمان اتفاق افتادن)

Make it =
1. To be successful in a particular activity or profession.
(موفقیت در یک حرفه)
2. To arrive somewhere in time for something.

اصطلاحات شماره 65

Birthday money / redundancy money = money you receive on a particular occasion or in a particular situation.
( پولی که شما در یک موقعیت خاص یا به دلیلی مشخص دریافت می کنید)

Dream on = used to tell someone that they are hoping for something that will not happen.
(در آرزوی چیزی بودن که هرگز اتفاق نخواهد افتاد)

Get it straight = to understand the true facts about a situation.
(پی بردن به حقایق یک موقعیت)

The greenwood dictionary of education



The greenwood dictionary of education


نویسنده : جان ویلیام کالینز (john william colins)
ناشر : گرین وود
تاریخ انتشار : ۲۰۰۳
صفحات : ۴۴۴

ادامه مطلب ...

به عباراتی که نشان دهنده ی عدم قطعیت و ارائه ی پیشنهادات است به

این عبارات عبارتند از :


Uncertainty :

..... Isn't it (tag) ?
as far as i know.
as far as i can tell.

Suggestion :

Why not.....?
let's....

ادامه مطلب ...

اصطلاحات شماره 64

Turn a deaf ear to something = be unwilling to listen to what someone is saying or asking.
(یک گوشش در و یکی دیگه دروازه)

You can't have it both ways = used to say that someone should choose only one way of doing things, instead of wanting advantages from both of two possible actions.
(نمی تونی هر دو تاشو با هم داشته باشی)

Be out to lunch = behaving in a strange and crazy way.
(رفتار عجیب و دیوانه وار داشتن)

The Hutchinson pocket dictionary of english usage


The Hutchinson pocket dictionary of english usage

ناشر : هلیکون
تاریخ : ۲۰۰۵
صفحات : ۲۸۵

ادامه مطلب ...

مشخص کنید که در کدام قسمت باید اطلاعاتی را قرار دهید

در تافل کامپیوتری؛ نوعی سوال به شما می دهند که مشخص کنید که در کدام قسمت باید اطلاعاتی را قرار دهید.


در این نوع سوالات باید بر روی مربعی که در متن هست و اطلاعات خاصی باید به آن اضافه شود کلیک کنید.

ادامه مطلب ...

Sounds great 2 interactive phonics


Sounds great 2 interactive phonics


این کتاب بر روی آواها و دیکته تمرکز کرده است. به ساخت مهارت های آوایی و دیکته ای کودکان با تمرکز بر : مصوت های کوتاه؛ حروف ترکیبی صامت ها (ch , ck, sh, th, wh) و الگوهای هجی مصوت های بلند؛ کمک می کند.
این کتاب برای کودکان یکساله طراحی شده و اهداف nls را پشتیبانی می کند. در این بسته آموزشی ۲۶ عنوان وجود دارد. هر عنوان با یک داستان شروع می شود؛ در ادامه ی آن فعالیت های سازمان بندی شده ای وجود دارد که بر روی الگوهای دیکته ای و صداهای صامت ها تمرکز کرده است.

اصطلاحات شماره 63

It goes without saying = used to say that something is so obvious that it does not need to be said.
(انقدر واضح است که احتیاجی به گفتن ندارد)

Take your breath away = to be so beautiful or exciting that you feel as if you nearly stop breathing.
(از زیبایی و هیجان نفسش بند اومده)

Talk turkey = to talk seriously about important things, especially in order to agree on something.
(مذاکره در مورد مسائل مهم برای رسیدن به توافق)