یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید
یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید

اصطلاحات شماره 42

He showed a clean pair of heels
دو پا داشت دو پا هم قرض کرد

He was put out of the way
او را سر به نیست کردند

He made a scene
قیامتی بر پا کرد

پاراگراف های پشتیبان منسجمی بنویسید

برای نوشتن یک پاراگراف  پشتیبان منسجم با جمله ای شروع کنید که ایده ی اصلی متن را نشان دهد و آن را با مثال های قوی حمایت کند و ایده ها را در یک پاراگراف منسجم به هم متصل کند.

ادامه مطلب ...

پیدا کردن جزییات بیان نشده

در این نوع سوالات از شما میخواهند تاجوابی که به آن در متن اشاره نشده و نادرست است را پیدا کنید.


دقت کنید دو نوع  پاسخ برای این سوالات وجود دارد : ۱. سه پاسخ صحیح و یک پاسخ که با توجه به متن غلط است. ۲. سه پاسخ صحیح و یک پاسخ که در متن به آن اشاره نشده است.

ادامه مطلب ...

اصطلاحات شماره 41

He ran with his life
جان سالم به در برد

He doesn't care a fig
ککش هم نمی گزد

He plays fast and loose
بازی در آورده

مراقب وجوه وصفی زمان حال باشید

وجه وصفی حال؛ فرم ing دار فعل است(talking, playing). و میتوانند باعث سردرگمی شما شوند زیرا آنها میتوانند هم جزیی از فعل باشند و هم صفت.


ادامه مطلب ...

اصطلاحات شماره 40

She takes after her mother
به مادرش رفته است

He is jack-of-all-trades
همه کاره است

This poor man can hardly make both ends meet
پیر مرد بیچاره دستش به دهانش نمی رسد

اصطلاحات شماره 39

He is wide of the mark
از موضوع پرت است

To rub on a raw nerve
سوهان روح بودن؛ موجب اعصاب خردی گشتن

We came to a rupture
کلاهمان تو هم رفت

در مورد چه کسی؛ چه چیزی؛ کجا نتیجه گیری کنید

در دیالوگ های کوتاه از شما خواسته میشود تا نتیجه گیری کنید.


در این نوع سوالات؛ در متن به پاسخ اشاره نشده است و شما باید بر اساس سرنخ های داده شده نتیجه گیری کنید.


مثلا در این بخش از شما میخواهند با توجه به سرنخ ها مشخص کنید که گوینده چه کسی است؛ چه چیزی انجام داده و یا این مکالمه در کجا اتفاق افتاده است.

ادامه مطلب ...

اصطلاحات شماره 38

Don't lose your hair!
دستپاچه نشو

He makes mountains out of mole-hills
از کاه کوه می سازد

To lay the cornerstone
کلنگ جایی را زدن

اصطلاحات شماره 37

I've learnt it by fits and starts
جسته گریخته یاد گرفته ام

They served him out
حقش را کف دستش گذاشتند

He did not turn a hair
خم به ابرو نیاورد