X
تبلیغات
نماشا
رایتل

یادگیری زبان انگلیسی
در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید 
پیوندهای روزانه
کاربردی



 

Behavior - رفتار &  Stop - متوقف کردن

1) Your behavior is quite out of line. That’s the end. Shape up, or ship out.

رفتار دیگه قابل تحمل نیست (از حد خودت خارج شدی) دیگه تمام شد یا خودت را درست کن (اصطاح کن) یا از اینجا برو بیرون.

 

توضیح: «از اینجا» در جمله فوق اشاره به محل های مختلفی مانند محیط کار، کلاس درس، محل برگزاری جشن یا محل های دیگری می باشد. به چند مثال همراه با لغت «Behavior» توجه فرمایید.

 

1-1) Your behavior was completely inappropriate.

رفتار شما کاملا ناشایست (بی مورد) بود.

 

توضیح: در جواب به عنوان عذرخواهی می توان از جمله زیر استفاده کرد.

 

1-2) I am sorry for my undignified behavior.

از رفتار ناشایست (غیر محترمانه) خودم عذر می خواهم.

1-3) Behave yourself; I have a reputation to protect.

مواظب رفتارت باش. من اینجا آبرو دارم.


 

 

توضیح: عبارت «Behave yourself» به صورت رایج از طرف والدین به بچه ها و نوجوانان به معنی «مودب باش، اینکار را نکن» اظهار می گردد.

 

1-4) This is the result of your careless behavior

این (مسئله مورد نظر) نتیجه سهل انگاری (بی دقتی) شماست.

1-5) His behavior was bizzare.

رفتارش خیلی عجیب غریبه.

1-6) If you wanna (want to) ride with me, you better behave yourself.

اگر می خواهی با من بیائی باید مواظب رفتارت باشی.

 

توضیح: در عبارت فوق «آمدن» با توجه به لغت «ride» منظور با وسیله نقلیه است که راننده به فرد مورد نظر می گوید.

 

2) stop acting like a baby.

بسه، بچه نشو (دست از این حرکات بچگانه بردار).

 

توضیح: به این معنی که دست از این حرکات غیرمنطقی بردار از دو عبارت زیر بعنوان مترادف می توان نام برد.

 

2-1) Would you stop acting this way?

ممکن است دست از این حرکات برداری؟

2-2) Stop being a baby. (Stop being such a baby).

دست از این بچه بازیها بردار (بچه بازی در نیار).

3) Stop picking on me.

اینقدر سربه سر من نگذار (دست از طعنه زدن بردار).

4) Stop fooling around.

دست از بازی گوشی بردار.

توضیح:اصطلاحاً دست از علافی و وقت تلفن کردن بردار، به دو مترادف عبارت فوق توجه فرمائید.

4-1) Stop goofing off, and get this job done.

اینقدر وقت تلفن نکن، بیا اینکار را تمام کن.

4-2) Stop hanging out around that club.

اینقدر اطراف آن کلوب پرسه نزن (وقتت را تلف نکن).

5) Stop hassling him.

اینقدر مزاحم او نشو (اینقدر آرامش او را بهم نزن).

6) Stop bugging me.

اذیتم نکن (بگذار کارم را انجام بدم، برو دنبال کارت)

7) I think he made one jump too many.

فکر می کنم، خیلی بلندپروازی کرد.

8) He make me sick!

او حالم را بهم می زند!

 

توضیح: این عبارت غیررسمی نشان دهنده نفرت و تنفر از فرد مورد نظر را می رساند. به دو مثال دیگر که در فیلم های زبان اصلی معمولاً بین خلافکاران رد و بدل می شود، توجه فرمائید.

 

9) Garbage like him makes me sick.

آشغالی مثل اون حالم را به هم می زند.

توضیح: معمولاً در فیلم ها دو عبارت فوق به صورت زیر نیز بیان می گردد.

9-1) You make me sick to my stomach.

او حالم رو بهم می زنه.

 

توضیح: عبارت توهین آمیزی که معمولاً در هنگام نزاع و مشاجره بیان می شود.

 

10) Don’t get on my bad side.

عصبانیم (اون روی منو بالا نیار!)

11) He woke up on the wrong side of the bed today.

او امروز سرحال نیست. (از دنده ی چپ بلند شده است)

 

توضیح: معمولا به فردی اطلاق می شود که رفتارش در یک روز خاص با روزهای دیگرش متفاوت می باشد و حالت عصابی و بهانه جویانه ای داشته باشد و با بیان این عبارت این مفهوم را به دیگران می رساند که در برخورد با او باید حواست جمع باشد.

 

12) I’ve got to get busy; my work is piling up.

باید شروع کنم به کار کردن، کارهایم داره روی هم انباشته میشه.

13) He wouldn’t be a burden; he is a doctor.

او سربارتو نمیشه؛ او یک پزشک است.

14)I don’t want to be a burden to you.

نمی خواهم باعث زحمت شما بشوم (سرباز شما بشوم).

15) She carried the burden by herself for a long time.

او برای مدت زیادی، به تنهائی این زحمت (بزرگ کردن کسی، اداره کردن جایی، ....) را بر دوش کشید.

16) She has shouldered a heavy load because of her extensive family problems.

او بخاطر مشکلات زیاد خانوادگی زحمات زیادی را متحمل شده است (بار زیادی را بر دوش کشیده است).

17) I don’t have anything to give in return.

من نمی توانم محبت شما را جبران کنم (در ازاء محبتتان کاری برایتان انجام دهم).

18) It’s chaos.

این یک رسوایی است.

19) If you don’t, I’ll shoot him in the head. I mean it.

اگر انجام ندی (مسئله موردنظر) او رو می کشم و شوخی نمی کنم.

 

توضیح: اشاره به شلیک به سر فرد مورد نظر.

20) Why do you make such a big deal out of this?

چرا این مسئله را اینقدر بزرگش می کنی؟

21) That was the worst thing I have ever heard in my whole life.

این بدترین چیزی بوده که تو تمام عمر شنیده بودم.

22) I have no desire to hurt you as long as you play by my rules.

من نمی خواهم هیچ صدمه ای به شما بزنم تا زمانی که طبق دستورات من عمل کنی (به حالت تهدید).

23) Give my love to your family for me.

سلام و ارادت من را به خانواده ات برسان.

24) Don’t worry, we can deal with it.

نگران نباش، از پسش برمی آئیم (می توانیم انجامش بدهیم).

 

توضیح: در ذیل در قالب مثال های مختلف به بعضی از کاربردهای «deal» اشاره خواهیم کرد.

 

24-1) We are dealing with a random killer.

ما با قاتلی طرفیم که بدون نقشه ای مشخص (یک شکلی) دست به جنایت می زند.

 

توضیح: بدین مفهوم که قاتل هر بار به یک طریقی (شکل جدیدی) دست به جنایت می زند و پیدا کردن رد او مشکل است.

 

24-2) O.K You’ve got a deal (It’s a deal).

باشه موافقم، قبول دارم (در خاتمه رسیدن به توافق بر روی معامله مورد بحث).

24-3) You are making a mountain out of a molehill.

یک چیز کوچک را داری بزرگش می کنی (داری از یک کاه کوه می سازی).

24-4) You are making a big deal out of it.

خیلی داری بزرگش می کنی (مسئله مورد نظر را)

24-5) He spent a great deal of time on that project.

وقت قابل ملاحظه ای را بر روی آن پروژه گذاشت.

24-6) It means a great deal to me.

برای من خیلی ارزش دارد و خیلی مهم است (مسئله مورد نظر).

 

توضیح: عبارت فوق «great deal» به معنای خیلی زیاد و قابل ملاحظه می باشد.

 

24-7) I have got the deal of a life-time for you.

بهترین معامله (فرصت) زندگیتو می خواهم بهت پیشنهاد کنم.

 

توضیح:با بیان عبارت فوق سعی در القاء کردن این مسئله است که پیشنهاد فوق العاده بی نظیر است و همچنین ترغیب مخاطب به قبول آن.

 

24-8) I’m afraid it’s going to hurt you a great deal.

متاسفانه این مسئله خیلی باعث ناراحتی (معمولا روحی) شما خواهد شد.

25) I don’t want to jeopardize this (investigation, project, investment, etc.)

من نمی خواهم این (تحقیقات، پروژه، سرمایه گذاری و غیره) را به خطر بیندازم.

 

توضیح: با استفاده از  لغات دیگری مانند «endanger» و «risk» نیز می توان در قالب جملاتی بعضی عبارت فوق را بیان نمود. به دو مثال توجه کنید.

 

25-1) Drinking endangers your health.

نوشیدن مشروبات الکلی سلامت شما را به خطر می اندازد.

25-2) You are risking my career.

شما دارید آینده مرا به خطر می اندازید (منظور آینده شغلی).

26) I am flattered.

این لطف شما است (شرمنده می فرمائید).

 

توضیح:زمانی که فردی از شما تعریف می کند و نکات مثبتی را به شما نسبت می دهد شما در تشکر از او می توانید از این اصطلاح استفاده کنید. به دو مثال از جنبه منفی نیز توجه فرمائید.

 

27) He is not easily flattered.

او کسی نیست که بشه با تعریف و تمجید (چاپلوسی) باهاش کنار آمد.

28) Don’t flatter me.

تعریف الکی (چاپلوسی) از من نکن.

29) They take it for granted.

آنها خیلی متوقع شدند (از کار انجام شده قدردانی نمی کنند).

 

توضیح: یعنی نه تنها قدردانی نمی کنند بلکه کارهایی را که از روی لطف و احساس مسئولیت برای آنها می شود حالت عادی به خود گرفته و فقط توقع آنها را بالا برده که لطف و محبت شما هم حالت وظیفه بخود گرفته است.

 

30) I want to go right to the point.

می خواهم بروم درست سر اصل مطلب.

توضیح: می خواهم بدون حاشیه رفتن اصل مطلب را بگویم.

31) That was unlike you.

آن (مسئله مورد نظر) از شما بعید بود.

 

توضیح: با شناختی که از خصوصیات شما دارم، آن عملتان غیرقابل انتظار بود.

 

32) Are you sure you want to go through with this?

آیا مطمئنی می خواهی توی این جریان وارد بشی (خودت را درگیر این موضوع کنی).

 

توضیح: بخاطر ریسکی بودن و احتمال وقوع مسائل پیش بینی نشده (مشکلات اقتصادی، خطرات جانی، ...) آیا به این پیامدهای آن فکر کردی و می خواهی خودت را درگیر کُنی؟

 

33) I know what you are going through.

شما را در می کنم، اصطلاحاً می دانم چه می کشید.

 

توضیح:جهت همدردی با فرد مخاطب اظهار می شود به دو مترادف از این عبارت توجه فرمائید.

 

33-1) I know the feeling.

می دانم چه احساسی دارید (می دونم چه می کشی).

33-2) I know how you must feel.

ناراحتی شما را درک می کنم.

34) You can’t possibly understand how I feel.

امکان ندارد بتوانی درک کنی چه احساسی دارم (چی داره بهم می گذره).

35) He was found guilty of the charge.

او گناهگار شناخته شد.

 

توضیح: کلمه «charge» به معنای «جرُم» بکار رفته بدین مفهوم که او نسبت به جرمی که متهم شده بود گناهکار شناخته شد. به یک مثال دیگر اشاره می کنیم.

 

35-1) He was convicted in a court of law, and he is guilty.

او در دادگاه (به حکم قانون) محکوم شد و گناهکار است.

35-2) He agreed not to press charges.

او قبول کرد که از شکایتش صرفنظر کند.

36) Let’s just stay calm.

بیا خونسردیمون را از دست ندیم.

 

توضیح: مترادف عبارت فوق «Don’t panic» (هول نشوید)، که در مواقعی که انسان بخاطر مسائلی کنترل خود را از دست می دهد، استفاده می شود.

 

37) Calm down. Everything will be Ok.

عصبانی نشو، همه چیز درست میشه.

 

توضیح: این عبارت جهت آرام کردن شخصی که به عللی عصبانی و ناراحت شده بکار می رود که از اصطلاح «Cool it» که یک مقدار غیررسمی تر می باشد و یا take it easy  به عنوان دو مترادف نیز می توان نام برد.

 

38) This is really aggravating.

این دیگه خیلی اعصاب خورد کنه (عذاب آور).

 

توضیح: بدین معنی که این مسئله (هرچیزی که پیش آمده) خیلی اعصاب مرا خُرد می کند. به یک مثال دیگر در این مورد توجه فرمائید.

 

38-1) He aggravatedme by staring at me and not answering my questions.

او با خیره شدن و جواب ندادن به سوالاتم اعصابم را خُرد کرد.

39) You stay out of it/this.

به شما ارتباطی ندارد (دخالت نکن).

40) He is an idiot.

فرد بی شعوری (ابلهی) است.

 

توضیح: به کسی اطلاق می شود که عمل غیرعاقلانه ای را انجام می دهد که بعضا باعث ناراحتی دیگران می شود.

 

41) We split up. You take care of him, and I’ll keep an eye on the other guy.

ما از اینجا جدا می شیم. تو حواست به اون باشه (ترتیب او رو بده) من هم مواظب این یکی هستم.

41-1) Split into two groups, and form a line.

به دو دسته تقسیم بشوید و یک صف تشکیل بدهید.

42) Don’t ever underestimate him.

هیچ وقت او را دست کم نگیر.

43) I’ll drive you home.

می رسانمت خانه (منظور با وسیله نقلیه خودم).



irlanguage.com

[ چهارشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ رویا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام تو این وبلاگ سعی شده تمامی مطالبی که برای یادگیری زبان انگلیسی ضروریه، قرار داده بشه موفق باشید
آمار سایت


عضویت در خبر نامه





Powered by WebGozar

تعداد بازدید ها: 676661

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز