X
تبلیغات
دکتر وقردوست

یادگیری زبان انگلیسی
در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید 
پیوندهای روزانه
کاربردی


 

جملات رایج زبان انگلیسی در مورد چهره ظاهری - مو

 

Physical appearance - Hair


جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد وضعیت ظاهری - مو



1- او موی صاف طلایی دارد.

She has straight blonde (Am.) / fair (Br.) hair.

 

2- او موی مواج قرمز دارد.

She has wavy red hair.

 

3- او موی مجعّد مشکی دارد.

She has curly black hair.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ رویا ]
 

جملات رایج زبان انگلیسی در مورد کلیات شغل و حرفه

 

Job


جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد کلیات شغل و حرفه را در این پست مشاهده خواهید نمود.



برای پرسیدن شغل در موقعیت های دوستانه معمولاً سوالات زیر بکار می رود.

 

1- شغلت چیست؟

What’s your job?/ what are you?/what do you do?

 

در موقعیت های رسمی تر:

What’s your occupation/ profession?

What do you do for a living?

 

2- مکانیک هستم.

I’m mechanic.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ رویا ]
 

جملات رایج زبان انگلیسی در مورد گشت و گذار

 

sightseeing


جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد بازدید از مکان های دیدنی و گشت و گذار را در این پست مشاهده خواهید نمود.




1- می توانم کمکتان کنم؟

Can I help you?

 

2- بله، دارم سعی می کنم مرکز خرید را روی نقشه پیدا کنم.

Yes, I’m just trying to find the shopping center on the map.

 

3- کجا می توانم یک قطب نما بخرم؟

Where can I buy a compass?


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ رویا ]
  چرا بایستی آموزش دستور زبان را با بازی همراه کنیم؟ تحقیقات نشان می دهد که این روشی عالی برای این کار است.چه نوع بازی هایی برای این کار مناسب تر هستند؟ این مقاله برای تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم به بچه های کم سن و سال است. تدریس دستور زبان می تواند کاری سخت و طاقت فرسا باشد. بهر حال با استفاده از بازی های متنوع این کار دیگر چندان دشوار به نظر نمی رسد.

تدریس دستور زبان با استفاده از بازی های سرگرم کننده می تواند محیط کلاس را برای شاگردان جذاب تر سازد. این کار حرکتی است که معلم را از روش های سنتی نوشتن و باز نویسی کردن جملات و کلمات رها ساخته و آنها را به سوی شیوه ای فعال تر و خلاقانه تر می برد.

محققین با بررسی های خود توانسته اند دلایل زیر را برای کاربرد بازی در کلاس های دستور زبان ارائه بدهند:

۱) بازی و فعالیت های حل مسائل می تواند بهترین روش ارتباطی برای درست صحبت کردن

باشد. دانش آموزان می توانند از دانش کسب کرده خود بخوبی استفاده نمایند.

۲) از دیگر مزایای بازی این است که این کار به دانش آموزان فرصت می دهد تا لغت ، دستور زبان و ساختار های آن را تمرین و درونه سازی نمایند. چون دانش آموزان با بازی بیشتر انگیزه پیدا می کنند. دانش آموز در حین بازی روی فعالیت های خود بیشتر تمرکز می کند و به شکل نا خود آگاه زبان را با تکرار این بازی های سرگرم کننده، در ذهن خود جذب می نماید.

ادامه مطلب
[ دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ رویا ]
 مدت هاست که معلمان انگلیسی مسائل و مشکلات گوناگونی را که تدریس با آن مواجه هستند، بیان می کنند ولی راه حل عملی که به کار گرفته شود و در کلاس کارساز باشد کمتر ارائه شده است.

لذا در گامی کوچک تصمیم گرفتیم مشکلات گوناگون را در قالب های زیر طبقه بندی و راهکارهای کم هزینه و عملی را نیز مطرح کنیم.

به نظر می رسد که در ابتدا باید هر درسی را با دقت بررسی کنید. نکات ساختاری را برای ارائه دوباره دسته بندی کنید. تمرین های شفاهی جالب تهیه کنید. فقط جمله های اصلی و منطقی متن درس را آموزش دهید. پرسش و پاسخ و مکالمه تهیه کنید. پیش از تعیین تکلیف های نوشتنی همه قسمت ها را به طور شفاهی ارائه دهید و تمرین کنید.

کتاب را به همان صورتی که هست تدریس نکنید. مثلاً روی کلمات و مثال هایی که در زبان دارای فراوانی تکرار نیستند، تأکید نکنید. پرسش های جالب برای متن های خواندن به شکل منظم تهیه کنید (یا از شاگردان بخواهید تهیه کنند.)

چند مکالمه با استفاده از ساختارها و واژگان کتاب درسی با کمک شاگردان بهتر کلاس تهیه کنید. کمک کنید دیگر شاگردان این مکالمه ها را بفهمند، بیان کنند و حتی بخوانند و بنویسند.

وقتی شاگردان نمی توانند مکالمه یا متن درس را بفهمند، با کمک تصویر، نمایش و ارائه کلمه های هم ریشه و حتی با استفاده از ترجمه مطالب را تفهیم کنید.

 


ادامه مطلب
برچسب‌ها: انگلیسی
[ دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ رویا ]
 در جوامع امروزی کمتر کسی را می توان یافت که از اهمیت آگاهی داشتن درباره دیگر زبان های رایج و بین المللی در جهان و توانایی مکالمه با حداقل یک زبان به جز زبان مادری، چیزی نداند و نشنیده باشید. جامعه جوان کشور ما نیز خوشبختانه با این آگاهی چند سالی است که تلاش می کند با استفاده از روش ها و متدهای مختلف، علاوه بر آنچه به عنوان دروس زبان(عربی و انگلیسی) در مدارس و دانشگاه ها آموخته، آموزه های خود را تکمیل کند.

در این میان با توجه به اینکه استفاده از زبان های دوم(عربی، انگلیسی، آلمانی، فرانسه و...) در حوزه های تخصصی، شامل بخش کمی از کاربران زبان های خارجی می شود، لذا یادگیری «مکالمه» از اهمیت بیشتری بین عموم برخوردار می گردد و این مسئله را به وضوح می توان در بین فراگیران زبان های خارجی مشاهده کرد.

یادگیری «مکالمه» یک زبان، به جز زبان مادری آنهم به شکل مطلوب، می تواند از انگیزه های مختلف و خاصی از جمله: سفر به خارج از کشور، ادامه تحصیل، استخدام در یک موسسه خارجی و یا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی و... صورت پذیرد.

از طرفی بر کسی پوشیده نیست که در کشور ما آموزش زبان به روش هایی که در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود، کمک شایانی به «مکالمه» نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر و یا ترجمه متون خلاصه می شود.

ادامه مطلب
برچسب‌ها: مکالمه، زبان دوم
[ دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ رویا ]
 زبان آموزشی در دوران کودکی نتیجه طبیعی تماس با زبان است؛ به طوری که کودکان بدون در نظر گرفتن سطح هوش و دریافت هیچ گونه آموزشی، زبان یا به بیان دقیق تر صورت شفاهی زبان را می آموزند.

افزون بر این اگر کودکی به طور طبیعی در تماس با دو یا چند زبان قرار بگیرد، می تواند این زبان ها را مانند گویشوران بومی بیاموزد و روان و سلیس صحبت کند. اما در اکثریت قریب به اتفاق بزرگسالان، این توانایی با افزایش سن شدیدا کاهش می یابد.

به بیان دیگر زبان آموزشی در بزرگسالان نتیجه طبیعی تماس با زبان نیست بلکه امری است اکتسابی که نقش عوامل غیرزبانی همچون حافظه و رشد شناختی در آن بسیار بیشتر از کودکان است. آنچه در کودکی به صورت طبیعی و بدون دردسر آموخته می شود، در بزرگسالی تنها به کمک انگیزه قوی و تلاش آگاهانه میسر خواهد بود.

یکی از علاقه مندان به مسئله آموزش زبان، اریک لینبرگ آمریکایی، متخصص روان شناسی زبان بود که به بررسی مطالعات زیست شناختی در رابطه با رفتار مخصوص گونه ها پرداخت.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ رویا ]
 در سوئیس هر فرد وقتی دیپلم می گیرد قادر است به زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی صحبت کند، در هلند فضاهایی طراحی شده که دانش آموزان با حضور در آنها با زبان و فرهنگ های ملل مختلف دنیا آشنا می شوند تا زبان های زنده دنیا را یاد بگیرند، در ژاپن نیز همه آنهایی که دبیرستان را تمام می کنند می توانند دست کم به زبان انگلیسی بخوانند، بنویسند و حرف بزنند.

فاصله ما با کشورهای پیشرفته دنیا تا این حد زیاد است، ما که نه فقط دیپلم گرفته هایمان بلکه دارندگان لیسانس و فوق لیسانس مان هم اگر خودشان خارج از مدرسه و دانشگاه دست نجنبانده باشند، نمی توانند به زبان انگلیسی با مردم دنیا ارتباط برقرار کنند.

این فاصله موضوع گفت و گوی ما با منصور کدیور است، کسی که چند دهه زبان انگلیسی تدریس کرده و حالا در مقام یک کارشناس آموزش زبان به کودکان معتقد است روش های آموزش زبان در مدارس ایران باید متحول شود.

پایان سال تحصیلی و شروع تابستان برای بیشتر خانواده ها فرصتی است تا فرزندانشان را در کلاس های مختلف از جمله کلاس های آموزش زبان ثبت نام کنند. البته برخی خانواده ها در طول سال از این کلاس ها استفاده می کنند ولی بیشتر آنها به این سه ماه بسنده می کنند و در ۹ ماه دیگر سال بر حضور فرزند در کلاس های مدرسه متمرکز می شوند. به نظر شما آموزش های تابستانی برای آموزش زبان خارجی به کودکان کافی است؟



اساس آموزش زبان بر استمرار است و اگر این پیوستگی وجود نداشته باشد مطالب به همان سرعت و سادگی که در ذهن کودک جا می گیرد از ذهن او پاک می شود.

برای همین به نظر من بسنده کردن به آموزش زبان خارجی در سه ماه تابستان سودمند نیست و فقط می تواند راهی برای پر کردن اوقات فراغت کودکان باشد.

صرف نظر از موضوع هزینه ها که برخی خانواده ها را مجبور به ثبت نام های مقطعی می کند عده ای نیز معتقدند یادگیری همزمان زبان مادری و زبان دوم بویژه برای کودکان زیر سن مدرسه مشکلاتی را به وجود می آورد. به نظر شما بهترین سن یادگیری زبان چه زمانی است و آیا اختلاطی که برخی به آن معتقدند برای کودکان پیش می آید ؟

اگر به ماهیت فراگیری زبان کودکان دقت کنیم خواهیم دید که نوزاد از بدو تولد و حتی در دوره جنینی مشغول یادگیری است. در واقع آموزش زبان مادری از دوره نوزادی آغاز می شود یعنی کودک بتدریج با صداها آشنا می شود و از طریق دیدن و شنیدن، اسامی را یاد می گیرد تا این که با تکامل زبان، لب ها و تارهای صوتی اش موفق به ادای کلمات می شود و می تواند دیده ها و شنیده هایش را بر زبان بیاورد.

حالا اگر کودک به صورت همزمان با زبان ها، لهجه ها یا گویش های مختلف برخورد کند همه آنها را یاد می گیرد مثل کودکی که در خانواده اش به زبان آذری و کردی صحبت می شود و او در عین حال که این دو زبان را یاد می گیرد زبان فارسی را که زبان رسمی کشور است نیز می آموزد.

این نشان می دهد اگر بسترهای آموزشی مهیا باشد هیچ محدودیتی برای آموزش زبان وجود ندارد، مصداق بارز این مساله نیز همه بچه های چهارده و پانزده ساله برخی از کشورهای اروپایی هستند که می توانند به زبان های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، آلمانی و اسپانیایی صحبت کنند.

پس اینها ثابت می کند یادگیری زبان دوم و سوم در کودک مانع یادگیری زبان مادری نیست و آموخته های او به هیچ وجه با هم قاطی نمی شود. تجربیات من نیز نشان داده مثلا کودکی که در سن چهار سالگی زبان انگلیسی را فرامی گیرد چون ابتدا با صداها آشنا می شود زبان مادری را هم بهتر یاد می گیرد.

حتی من با معلمانی صحبت کرده ام که می گویند دانش آموزانی که با زبان دوم آشنا هستند در درس های مدرسه بیشتر پیشرفت می کنند ضمن این که آنها اعتماد به نفس بالایی نیز دارند و با همکلاسی هایشان تعامل بهتری دارند.

با وجود این به نظر می رسد همه کودکان کمتر از شش سال توانایی حضور در کلاس های آموزشی را ندارند، منظورم همان بی قراری های کودکانه و وابستگی های کودک به خانواده اش است همان حالت هایی که در برخی کلاس اولی ها هم دیده می شود.

بله توجه به این نکته بسیار مهم است، چون از نظر من والدین قبل از ثبت نام فرزندشان در کلاس های آموزش زبان باید بسنجند که او استقلال نسبی برای تحمل جدایی از مادر را دارد یا می تواند بدون کمک دیگران به دستشویی برود یا قادر به انجام تکالیف و تکرار و تمرین آموخته های کلاسی در خانه هست.

این که کودک بتواند قلم را بدرستی در دست بگیرد نیز بسیار مهم است، چون کودکی که نتواند از قلم استفاده کند در کلاس دچار مشکل می شود.

شما معتقدید اگر تمام این شرایط مهیا باشد و کودک انگیزه لازم برای یادگیری را نیز داشته باشد آموزش زبان خارجی بخوبی پیش می رود اما آموزش و پرورش کشور سن آموزش زبان به دانش آموزان را شروع دوره راهنمایی می داند. به نظر شما این سن برای یادگیری دیر نیست ؟

من نمی خواهم قضاوتی درباره عملکرد آموزش و پرورش داشته باشم، چون آموزش زبان از کودکی امکانات و شرایطی می خواهد که شاید در سیستم آموزش رسمی ما مهیا نیست. اما به طور کلی اگر قرار است فردی در کسوت معلم با یک کودک ارتباط برقرار کند باید با روان شناسی کودک آشنا باشد و از قابلیت های کودک در بخش شنیداری و دیداری استفاده کند و انواع صداها، حروف و کلمات را در قالب بازی به او بیاموزد و توان نوشتن را در او ایجاد کند.

یکی از روش هایی که بخوبی در آموزش زبان به کودکان کاربرد دارد روش فونیکس است که بر پنج پایه اصلی استوار است: آموزش صدای حروف، آموزش نحوه نوشتن شکل حروف، هجی یا صداکشی حروف، آشنا کردن کودکان با مکان صداها در کلمات و آموزش استثناها.

وجه مشخصه روش فونیکس این است که در آموزش زبان به کودکان که بهتر است درچهار تا شش ساله اتفاق بیفتد از قوای بینایی، شنوایی، لامسه و ادراکی کودکان برای آموزش استفاده می شود به طوری که کودک ابتدا با صدای حروف آشنا می شود و سپس شکل حروف را می شناسد و بعد از آن به کمک فلش کارت ها که یک روی آن تصویر و روی دیگرش کلمه مربوط به تصویر نوشته شده، حروف را بهتر فرامی گیرد.

در تمام دنیا برای کودکانی که با این روش انگلیسی را می آموزند پس از ۱۸ دوره آموزشی یک ماهه، آزمون yle (آزمون ویژه زبان آموزان جوان ) توسط دانشگاه کمبریج برگزار می شود که برای برگزیدگان نیزگواهینامه صادر می شود.

ظاهرا در روش فونیکس از عروسک هم استفاده می شود. نقش عروسک ها در آموزش زبان چیست؟

اول این که عروسک ها برای کودکان جذابیت دارند و همین جذابیت باعث تشویق بچه ها به یادگیری می شود. دوم این که با استفاده از عروسک ها می توان با بچه ها ارتباط برقرار کرد و نکات درسی را به آنها آموزش داد. مثلا وقتی قصد داریم حرف s را به کودکان بیاموزیم از عروسک مار استفاده می کنیم که صدایش «س» است و اول اسمش « s»که به این طریق کودک یاد می گیرد که این حرف صدایش«س» است و شکلش مثل بدن مار، مارپیچ در حالی که اول کلمه مار به زبان انگلیسی هم« s» است.

در واقع استفاده از عروسک ها یا فلش کارت ها در این روش برای این است که کودکان بهتر ببینند و بشنوند و تکرار کنند.

مسلما بچه ها با دیدن و تجربه کردن و نیز تکرار و تمرین، بهتر یاد می گیرند و دیرتر فراموش می کنند، ولی در مدارس ما این اتفاق نمی افتد و آموزش ها در این جهت حرکت نمی کند. به نظر شما چرا دانش آموزان ما بعد از هفت سال یادگیری زبان انگلیسی نه تنها قادر به صحبت کردن نیستند بلکه در روخوانی و نوشتن هم مشکل دارند؟

به نظر من با وجود زحمات زیادی که در مدارس کشیده می شود و بودجه هایی که صرف می شود، اما در روش های آموزش زبان باید تجدید نظر شود، آموزش زبان در مدرسه باید بر اساس ماهیت زبان آموزی کودکان تنظیم شود یعنی همان طور که کودکان ابتدا می شنوند بعد می خوانند و می نویسند باید سامانه آموزشی هم تابع این مراحل باشد.

 در واقع دانش آموزان در مدارس باید در فضایی قرار بگیرند که مدام بشنوند و با شکل حرو ف و کلمات آشنا شوند که البته برای این منظور باید لابراتوار در مدارس وجود داشته باشد. پس طبیعی است وقتی چنین امکاناتی وجود نداشته باشد و آموزش ها از حالت ترجمه خارج نشود زبان انگلیسی دانش آموزان بالاتر از سطح فعلی نمی رود.

فکر نمی کنید یکی از دلایل بی کیفیت بودن آموزش زبان در مدارس، زمان اندک در نظر گرفته شده برای آن است؟

بی شک محدودیت ساعات آموزش بی تاثیر نیست. اما این کمبودها را می توان با برخی اقدامات جبران کرد؛ مثلا نرم افزارهایی در اختیار دانش آموزان قرار داد که بعد از رفتن به خانه از آنها استفاده کنند و مطالب جدیدی بیاموزند.

اکنون در بسیاری از کشورها برای آموزش زبان دوم و سوم به دانش آموزان فضایی در مدارس ایجاد شده که آنها مثلا اگر هفته ای دو تا چهار ساعت به طور رسمی زبان می آموزند در همان مدرسه فیلم های آموزشی نیز تماشا کنند و وقتی به خانه می روند نیز در کنار خانواده با استفاده از نرم افزارهای آموزشی مطالب آموخته شده را بارها و بارها تمرین کنند.

به نظر می رسد یکی از دلایلی که زبان خارجی دانش آموزان ما در مدارس رشد نمی کند نیز مربوط به کتاب های درسی باشد. از نظر شما یک کتاب درسی که به یادگیری منجر شود باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

یک کتاب درسی خوب باید بتواند مهارت شنیدن، حرف زدن، خواندن و نوشتن را به دانش آموزان بدهد. کتاب های درسی باید جذاب و ساده باشد و برای انتقال مفاهیم در آنها از تصاویر کمک گرفته شده باشد. کتاب ها همچنین باید مشارکت دانش آموزان در کلاس را برانگیزد و طوری نوشته شده باشد که بتوان برخی مفاهیم آن را از طریق بازی به دانش آموزان ـ بویژه در دوره راهنمایی ـ یاد داد.

سامانه آموزش کشور ما معلم محور است و نقش معلم در انتقال درست یا نادرست مفاهیم به دانش آموزان غیرقابل انکار است. به اعتقاد من اگر ساعات کلاس های درسی زبان کم است و کتاب ها ایراد دارد یا فضا و امکانات مدرسه به زبان آموزی دانش آموزان منتهی نمی شود، اما با این حال اگر معلم، خبره و کارکشته باشد، آموخته های دانش آموزان عمق بیشتری می گیرد. شما با من موافقید ؟

زمانی که من مدیر کانون زبان ایران بودم به آموزش و پرورش پیشنهاد دادم که تمرکزش را بر آموزش معلمان بگذارد و روش های نوین تدریس زبان خارجی را تحت عنوان آموزش های ضمن خدمت به آنها ارائه بدهد، اما به هر حال این اتفاق نیفتاد. به نظر من هم معلم در آموزش زبان رکن اصلی است؛ البته دست او نباید خالی باشد و وسایل کمک آموزشی باید در اختیارش قرار بگیرد، ولی در مجموع معلم زبان خارجی بویژه آنها که با دانش آموزان کم سن و سال تر کار می کنند باید با روان شناسی کودک آشنا باشند و به بچه ها علاقه داشته باشند تا اگر امکانات نیز در اختیارشان قرار گرفت بهتر و بیشتر اثرگذار باشند.

پس طبق گفته های شما می توان این گونه نتیجه گرفت که ناتوانی سیستم آموزشی ما در ارائه مطالب جدید و روش های نوین تدریس باعث بی انگیزگی دانش آموزان برای آموزش زبان خارجی می شود ؟

دانش آموز برای یادگیری باید انگیزه داشته باشد و بداند اگر در کلاس درس حاضر می شود قرار است چه چیزهایی یاد بگیرد و بعد از گذشت زمانی مشخص چه قابلیت هایی پیدا کند. اما این اتفاق در مدارس ما کمتر می افتد در حالی که اگر دانش آموز حس کند که هر جلسه نسبت به جلسه قبل پیشرفت کرده و بتدریج قادر شده با زبانی دیگر با دیگران ارتباط برقرار کند هیچ گاه دچار رکود و بی انگیزگی نمی شود.


منبع:روزنامه جام جم/مریم خباز

برچسب‌ها: آموزش زبان
[ دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 09:44 ق.ظ ] [ رویا ]
 Less

Less یکی از کمیت نماها از نوع (m1, simple) است . ترجمه Less با توجه به متن یا ابهام ندارد و فقط دارای یک معنی است(m1 یا قید تفضیلی)  و یا ابهام دارد و دارای دو معنی است (m1 و قید تفضیلی ساز) و معنی ان تعداد (مقدار) کمتری است. نکاتی که در مورد less باید به ان توجه داشت در اینجا ذکرشده است:

 1- less صفت تفضیلی little است و همانطور که می­دانیم little با اسم غیر قابل شمارش می اید، بنابراین less نیز تنها با اسم غ ق ش می اید نه با( ق ش مفرد یا ق ش جمع)

2- less با هر صفتی قید تفضیلی ساز است، حتی صفت تک هجایی(بر عکس؛ more و most که با صفاتی نقش قید تفضیلی ساز دارند که بیشتر از یک هجا باشند) .

 (نکته ای خارج از less   داریم :   few همواره با اسم ق ش ج می اید و صفت تفضیلی ان fewer  به معنی تعداد(مقدار) کمتری است.

ادامه مطلب
برچسب‌ها: Less
[ دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ رویا ]
 سایر کمیت نماهای نوع اول ساده(m1, simple) عبارتند از: more, less, much, most, the very

More

More یکی از کمیت نماها از نوع (m1, simple) است.m1 یعنی توصیف کننده­هایی که قبل از اسم یا صفت بکار می­روند و ترجمه آنها نیز قبل از اسم یا صفت می­آید (بر عکس m2 ) . ترجمه more تعداد بیشتری می­باشد. ترجمه more با توجه به متن یا ابهام ندارد و فقط دارای یک معنی است(m1 یا قید تفضیلی) و یا ابهام دارد و دارای دو معنی است (m1 و قید تفضیلی) مانند:

More beautiful girls
تعداد بیشتری دختر زیبا (m1 است زیرا girls اسم جمع است)

دختران زیباتر (قید تفضیلی ساز است زیرا beautiful بیش از یک هجاست)

ادامه مطلب
[ یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ رویا ]

   1    2    3    4    5      ...    183    >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام تو این وبلاگ سعی شده تمامی مطالبی که برای یادگیری زبان انگلیسی ضروریه، قرار داده بشه موفق باشید
آمار سایت


عضویت در خبر نامه





Powered by WebGozar

تعداد بازدید ها: 635179

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز