X
تبلیغات
نماشا
رایتل

یادگیری زبان انگلیسی
در این وبلاگ میتوانید زبان انگلیسی را بیاموزید 
پیوندهای روزانه
کاربردی




Favorites: Music, Photography, Painting, Calligraphy and Miscellaneous



در این پست جملات ضروری و رایج انگلیسی علاقمندی های افراد از جمله موسیقی، عکاسی، نقاشی، خطاطی، ورزش، سرگرمی و ... ارائه شده است.


  




موسیقی Music


1- سرگرمی من موسیقی است.

My hobby is music.

 

2- موسیقی دلخواه من موسیقی کلاسیک است ولی به جاز و موسیقی پاپ نیز علاقمندم.

My favorite kind of music is classical music, but I also like jazz and pop music.

 

3- هیچ سازی را می توانی بنوازی؟

Do/ Can you play any (musical) instrument?

 

4- بله می توانم پیانو/ ارگ/ ویولن/ گیتار/ ترمپت/ ساکسفون/ طبل... بنوازم.

Yes, I can play the piano/the organ/the violin/ the guitar/the trumpet/ the saxophone/the drum….

 

5- مجموعه ای از صفحات موسیقی دارم.

I have a collection of records.

 

6- عاشق آثار بتهوون و موتسارت هستم.

I love the works of Beethoven and Mozart.

 

7- تمام سمفونی های بتهوون را دارم.

I have all Beethoven’s symphonies.


عکاسی  Photography


 

8- سرگرمی دلخواه من عکاسی است.

My favorite Pastime is Photography.

 

9- من عکاسآماتور هستم.

I am an amateur photographer.

 

10- دو تا دوربین عکاسی خوب و مقدار زیادی تجهیزات عکاسی دارم.

I have two good cameras and a lot of photography equipment.

 

11- در خانه ام تارکیخانه کوچکی دارم.

I have a small darkroom in my house.

 

12- می توانم خودم فیلم ها را ظاهر و چاپ کنم.

I can develop and print the films myself.

 

13- حتی می توام عکس ها را بزرگ کنم.

I can even enlarge the pictures.

 

14- انواع عدسی ها و فیلترها را دارم.

I have a variety of lenses and filters.

 

15- کلی پول خرج عکاسی می کنم.

I spend quite a lot of money on Photography.

 

16- عکاسی سرگرمی نسبتا گرانی است.

Photography is a pretty expensive hobby.


نقاشی و خطاطی  painting & calligraphy


17- سرگرمی مورد علاقه من نقاشی است.(Drawing نقاشی بدون رنگ و Painting نقاشی با رنگ است.)

My favorite hobbies are drawing and painting.

 

18- هم رنگ و روغن کار می کنم و هم آبرنگ.

I do both oil painting and water colors.

 

19- مینیاتور هم می کشم.

I also do miniature.

 

20- می توانید بعضی از کارهای مرا در آتلیه ام ببینید.

You can see some of my works in my studio.

 

21- اینجا تعدادی پرتره، منظره و طرح های دستی من هست.

Here are some of my portraits, landscapes and sketches.

 

22- به خوشنویسی هم علاقمندم.

I’m also interested in calligraphy.

 

23- این روزها دارم خوشنویسی/ خط یاد می گیرم.

I’m taking calligraphy lessons these days.


متفرقه  Miscellaneous


24- سرگرم من نجاری است.

My hobby is carpentry.

 

25- تعداد زیادی ابزار و دستگاه دارم.

I have quite a few tools and machines.

 

26- زیر زمین مان را  به کارگاهم تبدیل کرده ام.

I have converted our basement into my workshop.

 

27- انواع ارهّ ها و دریل ها را دارم.

I have various saws and drills.

 

28- در حال حاضر دارم یک جا کتابی و یک تختخواب دو طبقه برای بچه ها می سازم.

At present I’m building a bookcase and bunk –bed for the kids.

 

29- معمولا وسایل چوبی می سازم و کارهای تعمیراتی خانه را انجام می دهم.

I usually build pieces of furniture and do repair jobs around the house.

 

30- عاشق ورزشم. کلی ورزشکارم.

I love sports. I’m quite an athlete.

 

31- اغلب به باشگاه محلی می روم و در آنجا(پرورش اندام- تناسب اندام) کار می کنم.

I often go to the local health club and work out there.

 

32- شیفته شطرنجم.

I am crazy about chess. /I’m chess crazy.

 

33- من و دوستان نزدیکم اغلب دور هم جمع می شویم و شطرنج بازی می کنیم.

My close friends and I often get together and play chess.

 

34- چندین دست شطرنج دارم.

I have a variety of chess sets.

 

35- شطرنج سرگرم کننده است ولی وقت گیر نیز هست.

Chess is amusing but time- consuming as well.

 

36- شیفته فوتبالم. تمام مسابقات را از تلویزیون تماشا می کنم.

I’ m football crazy. I watch all the matches on TV.

 

37- من طرفدار پروپا قرص فوتبالم. بیشتر وقت آزادم را در استادیوم ها می گذارنم.

I am a football fan. I spend most of my free time in stadiums.

 

38- تمبر/ سکه جمع می کنم. کلکسیون خوبی دارم.

I collect stamps/coins. I have a nice collection.

 

39- سرگرمی ندارم. آنقدر گرفتارم که نمی توانم سرگرمی داشته باشم.

I don’t have a hobby. I’m too busy to have a hobby.

 

40- من در دو جا کار می کنم و هنگامیکه به خانه می رسم دیگر رمقی ندارم.

I work in two places and by the time I get home, I’m exhausted.


منبع

irlanguage.com

[ سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1395 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ رویا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام تو این وبلاگ سعی شده تمامی مطالبی که برای یادگیری زبان انگلیسی ضروریه، قرار داده بشه موفق باشید
آمار سایت


عضویت در خبر نامه





Powered by WebGozar

تعداد بازدید ها: 676661

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز